سراب
نه راهی به برگشت، نه پایی به جان
ادامه بدادم، در این هفتخوان
به غیر از همین راه، راهی نبود به جز درد
در من پناهی نبود
ادامه بدادم، که در مشتِ من بجز درد
چیزی نشد کُشتِ من
نترسیدم از باختن، ای رفیق که جز درد
چیزی نداشتم عمیق🍂
+ نوشته شده در جمعه دهم بهمن ۱۴۰۴ ساعت 23:42 توسط دلارام
|